تبلیغات
.: Welcome To M2U:. - گنج غزل افغانستان (حضرت بیدل)

  کاربر مهمان، خوش آمدید!

 
منوی اصلی
لینکهای سریع

آرشیو ماهیانه
خرداد 1388
بهمن 1387
آذر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386

مطالب برتر سایت

زیباترین قالب های وبلاگ
گنج غزل افغانستان (حضرت بیدل)
معرفی موبایل NOKIA N96
آهنگ بسیار زیبای شریف دیدار بنام یار مزاری
جدید ترین عکس های ریتیک روشن ۲۰۰۸
شیک ترین گوشی دنیا
آلبوم جدید و بسیار زیبای گوگوش و مهرداد به نام شب سپید
عکسهای پس زمینه بسیار زیبا برای موبایل
تاریخ افغانستان از پادشاهی امان الله تا رئیس جمهوری کرزی
تنها گوشی جهان با دوربین ۱۰ مگاپیکسلی از سامسونگ به نام B600
یاهو مسنجر برای موبایل
n97 & n99 در راه هستند
دانستنیها در باره حضرت عیسی
بهترین بک گراند های سال ۲۰۰۷
چند عکس از خالکوبی روی بدن
بازی اویل برای موبایل
چند عکس از بهترین های فوتبال جهان
بیوگرافی دیوید بکهام و همسرش ویکتوریا
سیر و سفر در جهان با نرم افزار جدید گوگل
تماس تلفنی رایگان با چندین کشور جهان!!
آلبوم جدید انریکو خواننده محبوب با نام Insomnica
قالب جدید یاهو برای سرویس های بلاگفا و میهن بلاگ
Ghost Rider
داستان زندگی نور عبدالرحمن جامی
آیا میدانید چرا حضرت علی (رض) سکوت کردند؟
مسافر
چند تم زیبا برای گوشی n73
۱۰ طلاق پرهزینه تاریخ
کرات ناشناخته و سیاره ها در دسکتاپ شما
عکس های واقعا خنده دار!
باریک ترین لپ تاپ جهان از شرکت Apple


لوگوی دوستان

نظر سنجی
شما بازدید کنند گرامی از کدام قاره هستید؟






 


تبلیغات

اگر  بهترین های (موسیقی،سرگرمی،عکس،موبایل،دانلود،فیلم وسینما) می خواهید




گنج غزل افغانستان (حضرت بیدل)  | شعر و داستان ,

M2U

در شعر خداوندگار سخن و معانی ملک الکلام حضرت بیدل

اشعار حضرت ابوالمعانی بیدل بدون شک چونان نردبان زرینه پله یی بسوی معراج بیان و معانی، کوه پیکرانه از سدة دوازدهم تا به امروزبر بلندای مفرغین شعر و ادب فرازینه است. در وصف بیدل اگر از پنجره اندیشة کشنچند اخلاص آبادی سر بدر آوریم او حضرت بیدل را در ستاوند بالا نشینان سخن و معانی چنین می ستاید: بربام اخضر این نه رواق سپهر، کوس ملک الکلامی بنام نامی او صدا می دهد، و قدسیان بالایی عرش نوبت مسلمی به اسم گرامی آن سخن آفرین می زنند، سالک شاهراه حقیقت و دانایی پرده بر انداز حجله نشینان معانی، چهره گشای شاهدان مضامین نهانی، پیشوای اهل تجرید و سرحلقه ی اهل دید بود. در وصف ذات مجمع الکمالاتش هرچه نویسم کم است. دهلی به یمن قدوم میمنت لزوم آن بی پرده بحر طریقت حکم بسطام داشت.(١) با تکیه به کلام این ستاینده حقیقت، بی تردید می توان اشعار بیدل را مجموعهء از معرفت علم الیقین وعلم الادب و... ادامه مطلب

ب  در شعرخداوندگار سخن و معانی ملک الکلام حضرت بیدل

اشعار حضرت ابوالمعانی بیدل بدون شک چونان نردبان زرینه پله یی بسوی معراج بیان و معانی، کوه پیکرانه از سدة دوازدهم تا به امروزبر بلندای مفرغین شعر و ادب فرازینه است. در وصف بیدل اگر از پنجره اندیشة کشنچند اخلاص آبادی سر بدر آوریم او حضرت بیدل را در ستاوند بالا نشینان سخن و معانی چنین می ستاید: بربام اخضر این نه رواق سپهر، کوس ملک الکلامی بنام نامی او صدا می دهد، و قدسیان بالایی عرش نوبت مسلمی به اسم گرامی آن سخن آفرین می زنند، سالک شاهراه حقیقت و دانایی پرده بر انداز حجله نشینان معانی، چهره گشای شاهدان مضامین نهانی، پیشوای اهل تجرید و سرحلقه ی اهل دید بود. در وصف ذات مجمع الکمالاتش هرچه نویسم کم است. دهلی به یمن قدوم میمنت لزوم آن بی پرده بحر طریقت حکم بسطام داشت.(١) با تکیه به کلام این ستاینده حقیقت، بی تردید می توان اشعار بیدل را مجموعهء از معرفت علم الیقین وعلم الادب واشراق و عرفان دانست، که گنجینه این اشراق و عرفان جدا از مجاهل مذهبی زیر نام اشراق و عرفان میباشد. زیرا که در مجاهل متشرعین و مذهبیون هرگز پوینده را راه به مقصود میسر نگردد، از بس کژ راهه یی معنی و درزیگری الفاظ در قامت های مجهول مقاصد. در حالیکه اگر بر خرگاه سبز اشعار بیدل خردمندانه پروینه های خرد را به پویندگی بر نشینیم درخشش های مقولات و مفاهیم اشراق و عرفان وروانبینی و فلسفهء هستی و آزموزه های امروزین را آفتابینه باز خواهیم یافت. در دستگاه اندیشة بیدل تفسیر و تفهیم مفاهیم ومقولات مهم فلسفی و اجتماعی و فرهنگی در کالبد بیان شعری از پالایش و بالندگی خاصی برخوردار است، که یکی از ویژگی های بیان مفاهیم و مقولات در شعر حضرت بیدل آن است که کاربرد آن به هیچوجه ارجناکی جوهر شعری را خدشه دار ننموده است، و این ویژگی ناشی از آنست که زمینه های بیان مفاهیم و مقولات فلسفی و اجتماعی در اشعار بیدل متکی بر استدلال عاطفی های شفاف ولطیف شاعرانه پیوند دارد. که همین تبیین منطقی مفاهیم و مقولات در پیوند تنگاتنگ با عاطفه ها تنها چیزیست که بیدل را بر پله بالاتر از سایر بالا نشینان ستاوند شعر جای میدهد. زیرا در بسیاری از اشعارصاحب کمالان شعر اگر برخی از مفاهیم و مقولات فلسفی واجتماعی هرچند بازنده ترین بافت ها هم تصویر شده باشد، کمتر می توان یافت که جلای صدف شعری آن تیرگی نپذیرفته باشد. اشعار حضرت بیدل با جواهری مفاهیم و مقولات بسیار زیور آراستگی یافته است، که هر کدام آن تبلور شگردهای اندیشه بزرگوارانة اوست، شگردهاییکه مانند غریوی تندر خواب آلود گان پهنهء هستی را تکان می دهد و باران شگفتن ها برکویر آذان خشکیده باغستان جامعهء انسانی میریزاند. که در این جستار تنها در باره مقوله یی (تعلق) پای اندیشه حضرت بیدل زانو میزنیم، تا مگر جرعهء از شراب معرفت او آب حیات ما گردد. تعلق را میتوان وابستگی، آویختن به چیزی ویا به گردن و دامن کسی، معنی نمود. و حضرت بیدل آنی راکه آویخته چیزی ویا کسی باشد فتراک گفته است. فتراک: تسمهء است که از عقب زین اسب می آویزند و با آن سواره ی اشتر و یا مرکب در عقب خود با تسمه و یا ریسمان مرکب ویا اشتری دیگری را می کشاند. در این معنی حضرت بیدل می فرماید

ز صید گاه تعلق همین سراغت بس

که هرکجا دلی آویخته است فتراک است

گفتیم با فتراک، سواره در عقب خود چیزی را می بندد و آن را به دنبال خویش می کشاند مانند مرکب، بیدل در مورد می فرماید

مردیم و ز تشویش تعلق نگسستیم

چون آدم بیچاره که افسارخران بست

بنابر منطق استقرایی و رهگشایانهء حضرت بیدل، آدم متعلق کسیست که ارادهء او وابسته به ارادهء دیگری باشد، آدم متعلق انسان بدون اراده است. زیرا تعلق، ازخود بی ارادگی و بی اندیشه گی است. اراده و اندیشه ای عنصر متعلق آویزه ای جایی و کسی است، انسان که درگرو تعلق است نمی تواند برون از حوزه تعلق و آویزگی خویش بیاندیشد و مستقلانه عمل نماید. اما گفتنی است که عموما تعلقیت های فکری و ایدیالوژیکی و دینی از سوی عوام یا غیر آگاهانه است و یا کار برد منفعتی دارد، تعلقیت های مذهبی و دینی غیر منفعتی را میتوان نا سگالیده گفت، واین بعد تعلق شامل اجبارهای زمانی است که در اثر انگیزه ها و ناسازگاری های تاریخی این تعلقیت به تعلقات موروثی تبدیل یافته است. اما کاربرد هایی منفعتی تعلق زنجیر مراد دعوت کنندگان به ساری تعلقیت خویش میباشد. جغرافیای خوزهء تعلقیت های وراثتی دینی و مذهبی و سنت ها و بینش های ناشی از آن بدبختانه بسیار وسیع و گسترده بوده و به نیستان غم آلودهء میماند که قامت های راست و بلند آدم ها توان بریدن برگ های کج وراثتی تنه های خود را ندارد، و برعکس، فراسویی و فرا اندیشی از تعلق به برگهای خزان زده یی باورهای خود را تجرید خویش و تفضیح و تکفیر خود میشمارند،بناء در پناه برگهای خشک پندار ها و باورهای خود باقی میماند و روان خویش را در سکوت زندان تیرگی فرسوده میدارند و از بانگ روشنی و طراوت های نشاط انگیز گلگشت زندگی که عبارت از سروستان آزادی است خود را محروم میگرداند و با روان های تاریک میزیند، که این در تیرگی زیستن و گنگ . بی نشاط بودن در حقیقت معنی پناه بردن به مغاک مرگ و نفی آزادی یعنی نشاظ زندگی، و تسلیم شدن به بندگی و قبول بیم و هراس یعنی مرگ و در یک کلمه شکست گوهر هستی انسان است. در رابطه به شکست گوهر هستی انسان، واصف باختری اندیشه ور و شاعر توانمند کشور را پژوهشی است زیر عنوان (انسان درسمت الراس هستی و تاریخ) در کتاب نردبان آسمان که می نویسد: « زرتشت در یسنا بر آنان که در برابر مرگ از پا در می آیند وبه مغاک تیرهء هراس وبیم پناه می برنند نفرین می فرستد و این بیم و هراس را با جایگاه بلند انسان ناساز گار می شمارد. در آیین مزدایی شادی یکی از چهارآفریدهء نخستین هورا مزداست. بنابر دستورهای این آیین باید آدمی را ارج زیاد نهاد و زمینه شادکامی او را از هر روی فراهم ساخت. این روش شایسته ترین پاسخ است به مرگ و به جهان گنک و بی آزرمی که میخواهد گوهر هستی آدمی را در هم شکند که درود باد بر گوهرتابناک هستی آدمی .( ٢) متکی بر حدیث حضرت زرتشت پیغمبر و بنیاد گذار خرد، زمینه شادکامی انسان میسر نمی شود جز با آزادی و این هنگامی است که از تعلق که جز وهم ذهن نیست جدا باید زیست. حضرت بیدل هم تعلق را وهم ذهن می شمارد و میفرماید

کس گرفتار تعلق های وهم ذهن مباد

مرگ مژگان بند تعلیم حیایی کرد و رفت

ویا

نیست بنیاد تعلق آنقدر سنگین بنا

این غبار و هم را یک پشت پا خواهد شکست

و یا

قطع اوهام تعلق آنقدر مشکل نبود

آه ازدل نالهء تیغ آزمایی بر نخاست

و یا

جهان عالم امکان گرفته و هم تعلق

نبسته پای کسی جز همین حنا که ندارد

بنابر پنداشت رهگشایانه بیدل، تعلق باعث شکست گوهر هستی انسان میشود، گوهریکه با دستان فرشته نور و خرد پالایش و با جوهر آزادی به معنی کامل خویش آراستکی یافته است. گوهر وجودی انسان بدون جوهرآزادی بی ماهیت و بی کیفیت است، و چنین آدمی را میتوان انسان عارضی گفت، که به چیز غیر خود و غیر اندیشه خود وابسته است، در حالیکه انسان کامل که غریق نور خرد باشد، و به چیزی جز خود و خرد خویش وابسته نیست و خرد او بازتاب واقعیت های عینی و تجربی اوست. چنین انسان فارغ از عارضه های باوری واحکام و دستورات ذهنی و یا ایدئولوژیک دیگران بوده و در پهنهء زندگی رابطهء فعال با شناخت خود و پدیده های اطراف خود و جامعه انسانی داشته و برون بندیخانهء تعلقات شادکامانه میزید، در حالیکه انسان عارضی محروم از شادکامی های زندگی است و این محرومیت در اثر قبول تعلقیت او است و میتوان گفت که محرومیت اکثرا خود محرومیتی است وچنان که اشاره رفت موروثی است، به ویژه در مواضع ادیان. این خود محرومیتی و در جهل و تاریکی ماندن و عدم دسترسی به حقیقت وفهم و آزادی را افلاتون در کتاب جمهوریت خویش درتمثیل ازیک غاری که مردمان در آن از چند نسل پیش به بعد محبوس اند و در تعلق غار زیسته اند، با چیرگی استادانهء تمثیل نموده مینویسد: « چنین تصور کن که مردمان در یک مسکن زیر زمینی شبیه به غار زندانی هستند، که مدخل آن در سراسر جبهه ی غار.. رو به روشنای است. این مردم از آغاز طفولیت دراین مکان بوده اند و پا و گردن آنان به زنجیر بسته شده بطوریکه از جای خود حرکت نمی توانند کرد و جزپیش چشم خود به سوی دیگری هم نظر نمیتوانند افگند، زیرا زنجیر نمی گذارد که آنان سر خود را به عقب بر گردانند. پشت سر آنها نور آتشی که بر فراز یک بلندی روشن شده و از دور میدرخشد، میان آتش و زندانیان جاده ی مرتفعی هست.اکنون چنین فرض کن که در طول این جاده دیواری کوتاهی وجود دارد شبیه به پرده ای که نمایش دهندگان خیمه شب بازی میان خود و تماشا کنندکان قرار داده و از بالای آن عروسک های خود را نمایش می دهند… حال فرض کن که در طول این دیوار کوتاه بار برانی باهمه نوع آلات عبور میکنند و باریکه حمل می نمایند ازخط الرأس دیوار بالا تر است و در جزو بار همه گونه اشکال انسان و حیوان چه سنگی وچه چوبی و جود دارد و البته در میان باربرانی که عبور میکنند برخی گویا و برخی خاموش اند… مِثل آنها مِثل خود ماست. اینها در وضع که هستند نه از خود چیزی میتوانند دید نه از همسایگان خود مگر سایه های که بر اثرنور آتش بر روی آن قسمت غار که برابر چشم آنان است نقش می بندد… اگر اینان مجبور باشند که در همه عمر سرنجنبانند جز این نمی تواند بود… بنابر این اگر این ها بتوانند بایک دیگر سخن گویند، سایه های را که می بینند تعریف خواهند کرد ولی با این تصور که حقیقت آن اشیا را تعریف می کنند…در نظر این مردم حقیقت چیزی جز سایه آن اشیا گوناگون نمیتواند بود…. اگر آنها را از قید زنجیر آزاد کنند… یا یکی از این زندانیان را آزاد و مجبورکنند که ناگهان بر خاسته و سر خود را به عقب برگرداند و چشم های خویش را به روشنای و حقیقت اشیا متوجه نماید، او ازاین حرکات بسی رنج خواهد برد و شدت نور به او اجازه نخواهد داد که اشیا را که تا کنون سایه آنها را می دیده، حال و عین حقیقت آنها را مشاهده کند، اگر به او بگویند که آنچه تا کنون می دیدی هیچ بود و سایه و حقیقت نداشت، اما اینکه با اشیا واقعی تر روبرو شده ای و بینایی تودرستراست… سر گردان خواهد شد و چنین خواهد پنداشت که آنچه تا کنون می دیده درست تر از چیزهای است که اکنون به او نشان می دهند…»(٣) در بی مرز شهراندیشه و بینش پر تلطف و شاعرانه حضرت بیدل، تمثیل افلاتون یعنی سرنوشت و سرشت آنهای که در تعلق مغاک اند و بیرون آمدن از این غار و روشن کردن خویش را بسان شمع که مظهر نورست در گلبرگ یک غزل به شفافیت دانه های شبنم چنین تصویر شده است

چو شمع یک مژه واکن ز پرده مست برون آ

بگیر پنبه ز مینا قدح بدست برون آ

نمرده چند شوی خشت خاکدان تعلق

دمی جنون کن وزین دخمه های پست برون آ

جهان رنگ چه دارد بجز غبار فسردن

نیازسنگ کن این شیشه از شکست برون

ثمر کجاست درین باغ گو چو سرو و چنارت

ز آستین طلب صد هزار دست برون آ

منزه است خرابات بی نیاز حقیقت

تو خواه سبحه شمر خواه می پرست برون آ

قدت خمیده ز پیری دگر خطاست اقامت

زخانه یی که بنایش کند نشست برون آ

غبار آن همه محمل بدوش سعی ندارد

بپای هر که ازین دامگاه جست برون آ

امید یاس وجود و عدم غبار خیال است

از آنچه نیست مخور غم از آنچه هست برون آ

مباش محو کمان خانهء فریب چو بیدل

خدنگ ناز شکاری ز قید شست برون آ

اما گفتنی است که نفیر ستیزش گرانه با تعلق و بندگی و اسارت در مفاهیم وتصاویر متنوع از گلدسته های معراج سایی تاریخ ادبیات و حکمت و عرفان کشور ما بلند بوده و است. مثلا در سده های پیش و پسین ازافلاتون در سرزمین ایرانیان دیروز« افغانستا ن امروز» بسا حکمت و عرفان از این سر زمین تا دور دست های جهان به ویژه اقصای شرق و غرب انتشار یافته است. چنانکه مروارید واژه های حکمت و عرفان و اشراق را در سروده های حضرت زرتشت پیغمبر عجم و حکیم و عارف پاکزاد که از بلخ نور در گستره ی روزگار خویش و سده های پسین می افشاند و تا به امروز آن مروارید ها در آبگینه چشم حکمت و عرفان زمان میدرخشد مشاهده نمود. دانشمند فرزانه سرزمین پارس( ایران امروز) در رابطه به تمثیل غار از سوی افلاتون و فهم وسیع آن در سرود های حضرت زرتشت مینویسد

« تمثیل غار، شالوده استوار وگسترده است که با جهان صور و مثل پیوندی نا گسستنی دارد و فهم وسیع آن در شالوده حکمت و عرفان استواراست و در سرود های زرتشت که قدمتی بسیار دارد نهفته میباشد و از طریق حکمت مغان در یونان و جهان متمدن باستان توسعه یافت و برجا .. و جلوه و صورتی پیدا کرد.»( ٣)

وباری هم نفیر رستن از تعلق را از سر دفتر مثنوی معنوی خداوندگار بلخ جلال الدین محمد بلخی که بی شک یکی از پلکان زرینکوب بسوی عرش دانش و بینش است، میشنویم که چگونه انگارهء آزادی و بریدن ازتعلق را در تمثیل حکایت نی و نیستان به سرایش میگیرد و صدای آزادی و عدم تعلق را به آتش که مظهر رو شنی و نور است تشبیه نموده و کسانی را که بی نور وروشنی یعنی از آتش درد اشتیاق آزادی بدوراند سزاوار مرگ و نیستی میداند و میگوید

آتشست این بانگ نای و نیست، باد

هرکه این آتش ندارد، نیست باد

برخی پژوهشگران بر آن اند که گویا شکایت نی در مثنوی جدایی نی از نیستان است در حالیکه این شکایت و شرح نه از جدایی نی از نیستان بلکه شرح و شکایت درد فراق است، فراق اشتیاق و شکایت درد اشتیاق

سینه خواهم شرحه شرحه از فراق

تا بگویم شرح درد اشتیاق

اشتیاق نی، اشتیاق رسیدن و وصلت به اصل خویش است، و اصل نی، نای شدن است. و نی اصیل می شود که به مرحله متعالی خویش یعنی به مقام نای و نفیر برسد؛ آنگاه است که از شیپور او یعنی نی مرد و زن به ناله می آید و درد خویش را به وسیله او سر میدهند

ازنیستان تا مرا ببریده اند

از نفیرم مرد و زن نالیده اند

ناله زن و مرد تعبیر های گوناگون میتواند داشته باشد، اما آنچه مهم است این است که نی زمانی نای میگردد و اصیل میشود که از نیستان می برد، بعد از جدایی از نیستان است که نی زبان پیدا می کند و دهن به حکایت ها می گشاید و از دوران جدایی ازاصل یعنی نای بودن و بی صدایی ها وا ز تعلق خویش به نیستان شکایت می کند؛ و در یک کلام حضرت مولانا می فرماید

بند بگسل باش آزاد ای پسر

چند باشی بند سیم و بند زر

از نظر خداوندگار بلخ گسستن ازتعلقات مرحله ای پختگی، و دوران تعلق مرحلهء خام اندیشی و بی ارادگی انسان هاست. اما از انسانهای متحجر و متعصب و وابسته و متعلق، همانگونه که افلاتون گفت که چشمان شان بر اثر عادت به تاریکی از دیدن نور کور میگردد، پیداست که نمی توانند حال و هوای پختگان و پختگی را درک نمایند، در این رابطه حضرت مولانا سخن کو تاه نموده میفرماید

در نیابد حال پخته هیچ خام

پس سخن کوتاه باید والسلام

نویسنده : بهروز و فریدون | تاریخ :  1387/02/24     +

نظرات :  بیان انتقادات و پیشنهادات

مطالب پیشین

Love Wallpaper for mobileGuitar songs5 تم بسیار زیبا برای گوشی موبایل Nokia N96دعوتنامه Parsaspace15 عکس بسیار زیبا برای استفاده در موبایلچند تم بسیار زیبا برای گوشی موبایل Nokia N85Google ChromeGolden Song Of Googooshدانلود فیلم Batman The Dark Knight.:.:.آهنگ جدید Valy با نام ستاره.:.:.آهنگ جدید گوگوش (Love Story)معرفی گوشی موبایل Nokia N78دو آهنگ زیبا و واقعا شنیدنی از فیلم بینظیر Kal Ho Naa Hoدانلود آهنگ های فیلم لیلی مجنون !اسکرین سیور سه بعدی ساعت قدیمی The Lost Watch3D Screensaver
 و.....

آمار و اطلاعات
بازدیدها:
امروز:
دیروز:
مجموع بازدیدها:
اطلاعات سایت:
پست ها:
نظرات:

نویسندگان :
بهروز و فریدون (262)

پیوندهای روزانه
(( بزرگترین سایت تفریحی ایران )) - کليک
فروش آرشیو MP3 - کليک
دختر سه بعدی - کليک
مسابقه و سرگرمیو دانلود آهنگ و نرم افزار - کليک
« پاینده باد سرزمین کورش بزرگ » - کليک
جزیره ی موزیک - کليک
عکس و فیلم و سریال - کليک
(خفن ترین ها رو دریاب) - کليک
ابتهاج - کليک
جدیدترین دانلودها - کليک
::: عكسهای خنده دار ::: - کليک
همه چیز در مورد موبایل - کليک
بازندگی می جنگم - کليک
لینک باکس گوگل - کليک
ثبت وبلاگ و سایت در 150 موتور جستجوی مشهور - کليک
- ––•(-• بهترینهای عكس و خبر و کلیپ .... اینترنت مجانی ...•-)•–– - - کليک
اخبار ماهواره +باز کردن کانال های کارتی+DVB - کليک
گروه پسر های سهروردی - کليک
توده ای از مزخرفات - کليک
وبگردها کلیک کنند - کليک
دنیایی متفاوت - کليک
صدای همدم - کليک
افسونگر تنها - کليک
atabakcity - کليک
افغان کامپیوتر - کليک
پویک دات نت - کليک
فردای دیگر - کليک
علمی فرهنگی اجتماعی - کليک
بهترین وب برای هر نوع سلیقه ورزشی سرگرمی موسیقی اشعار دانلود ووووو - کليک
آرشيو لينكدوني


خبرنامه
  .: Welcome To M2U:.

با عضویت در خبرنامه از بروزرسانی این وبلاگ با خبر شوید


جستجو گر
  

پشتیبان

این قالب توسط گروه M2U & F-H طراحی و ترجمه شده.

  .: Welcome To M2U:. .: Welcome To M2U:.

 
 
صفحه اصلی |  تماس با ما |  پست الکترونیک |  اضافه به علاقه مندی ها |  طراح قالب



Powered By Temp-Designer.Com Copyright © 2008 by Faridoon-Heraty & M2U